تبلیغات
راز موفقیت - می خواهم امروزی باشم

اسرار موفقیت را در این وبلاگ بدست آورید

می خواهم امروزی باشم

نویسنده :Reza .V
تاریخ:جمعه 21 خرداد 1389-09:33 ق.ظ

تنوّع‏طلبى، غریزه انسان است. این غریزه انسان، راه را به روى بروز سلیقه‏هاى گونه‏گون مى‏گشاید و از همین جاست كه بعضى سلیقه‏ها بر اذهان افراد دیگر، تأثیر مى‏گذارند و در جامعه شایع مى‏شوند. در واقع، مُد، همه‏گیر شدن یك فكر و سلیقه در هیئت تقلید است.

مدگرایى، پدیده‏اى است متداول در تمام فرهنگ‏ها و جوامع، و البته به خودى خود، چیز بدى نیست ؛ عجیب و غریب هم نیست. مثلاً انفجارى خطرناك نیست. نوعى الگوى سلیقه و پسند است، و طرفداران آن هم، گروه‏هاى سنّى ویژه‏اى نیستند. در میان اقشار مختلف وجود دارد، حالا با شدّت یا ضعف و در این میان، جوانان به دلیل كنجكاوى‏هاى خاص و تنوّع‏گرایى و نیازهاى سنّى، بیشتر از دیگران، طرفدار مُد هستند.

خودِ مُد پدیده‏اى است كه از دیر زمان وجود داشته و خواهد داشت. تنها با گذشت زمان و دگرگونى زمانه، رنگ عوض مى‏كند. به تعبیرى مى‏شود گفت كه خودِ مُد هم مُد عوض مى‏كند.

مُد، وقتى همه گیر بشود، هنجار است و تا هنگامى كه گروه اندك و خاصى پیرو آن هستند، به شكل غیر متعارف به آن، نگاه مى‏شود.

اكنون، جهان، كوچك شده است. عصر آتش، اسب و كبوترِ نامه‏رسان و جارچى‏هاى خیابانى و... به سر آمده است. كوچك‏ترین رخداد، در «آنى» در جهانْ پژواك مى‏یابد. رسانه‏ها و وسایل ارتباط جمعى، با رشد شتابناك و وسیعشان، جهان را روز به روز ، كوچك و كوچك‏تر مى‏كنند و درنهایت، به دهكده‏اى بدل مى‏سازند و ما ناگزیر از برقرارى ارتباط با چهار گوشه جهان هستیم.

جهان صنعتى، مَقوله تقلید در رفتارهاى اجتماعى را همانند ابزارهاى مورد مصرف انسان، به صورت تولید انبوه در آورد و به بازارهاى سراسر دنیا صادر كرد. مسلّم است كه هیچ یك از جوامع در حال‏گذار (از سُنّتى به صنعتى) نمى‏توانند خود را از برقرارى ارتباطات، مصون و محفوظ بدارند. پس چه بخواهیم و چه نخواهیم، «مُد» وارد فرهنگ و حریم كشور ما مى‏شود؛ نه دیوارى جلودار آن است و نه صد سپاه و لشكر.

لذا تنها كارى كه در این زمینه مى‏توان انجام داد، نحوه برخورد و نوع پذیرش فرهنگ و هنجارهاى سایر جوامع در جامعه خویش است. فقط، باید چشم و گوشمان را باز كنیم و مواظب باشیم تا هویت فرهنگى و بناى اعتقادى ما را ویران نسازد و گذشته و اصالت را از جوانان نگیرد.

 

«مُد»، آرام و آهسته پا در حریم منزل ما مى‏گذارد. نخست، زیبا مى‏نماید و جلوه‏گرى و دلبرى دارد، ولى رفته رفته، موذیانه در عمق وجدان و احساس ما لانه مى‏كند.

مُد، یا همان الگوهاى رفتارى و گفتارى و اندیشگى، زمانى بد و تخریبگر است كه مغایر با شئونات فرهنگى و اعتقادى یك جامعه باشد. پس نگذاریم، مدها «بى اجازه» وارد گستره اجتماعى ما شوند!

هرگاه از پشتوانه قدرتمند علمى و فرهنگى و اعتقادى برخوردار باشیم، مد، فرق مى‏كند. آن هنگام، این ما هستیم كه مُد را مى‏آفرینیم، الگو مى‏دهیم، رنگ‏ها را انتخاب مى‏كنیم و در این حضور تلخ ، بازیگر صِرف نخواهیم بود ؛ ولى، وقتى خالى باشیم و فاقد آن پایگاه ارزشى و اعتقادى و علمى، دیگر پر كاهى بیش نیستیم. این رنگ‏ها هستند كه ما را انتخاب مى‏كنند. پس بازى داده مى‏شویم.

با هدف بحث بیشتر درباره پدیده «مُد» و «مُدگرایى» پاى صحبت آقاى «دكتر سید مهدى ثُریّا» نشسته‏ایم.

آقاى دكتر ثُریّا، تحصیلات ابتدایى و دبیرستان خود را در تهران به پایان رسانده‏اند . پس از آن در دانشكده حقوق دانشگاه تهران در رشته اقتصاد به تحصیل پرداخته‏اند. سپس به دانشگاه بِركْلى در كالیفرنیاى امریكا رفته‏اند و در آن‏جا در رشته آموزش بهداشت، موفق به دریافت درجه كارشناسى ارشد شده‏اند و در نهایت، در رشته انسان‏شناسى در دانشگاه ویسكانسین امریكا مشغول به تحصیل شده‏اند و درجه دكترى پیوسته «انسان‏شناسى و آموزش بزرگسالان» دریافت كرده‏اند.

از جمله آثار آقاى دكتر ثریا، عبارت‏اند از: جمعیت از دیدگاه انسان‏شناسى، روش بحث و مذاكره گروهى، ذهنى كه خود را باز یافت، درباره عشق، شعورى دیگر، استاد پیر و... . ایشان همچنین كتابى تحت عنوان «فرهنگ و شخصیّت ایرانیان» در دست تألیف دارند.

آقاى دكتر ثریا! امكانش هست در ابتدا، تعریفى از مُد ارائه دهید؟

مُد، رواج كوتاه مدت رفتار و گفتار و تظاهرات فكرى، ذوقى و هنرى است كه خود به خود، فایده مادّى و عملى ندارد و هدف آن، خودِ موضوع رواج یافته است ؛ یعنى تغییرى است كه صرفا به خاطر خود تغییر پیش مى‏آید و فقط در زمان‏ها و شرایطى پیش مى‏آید كه ضرورت‏هاى اوّلیه زندگى فرد (یا افراد) تأمین باشد.

آقاى دكتر! ممكن است در مورد مصداق‏هاى عینى موارد مطرح شده در سؤال قبل، توضیح دهید؟

بله! در مورد «رفتار»، مى‏توان هنرپیشه‏ها را مثال زد . در زمان ما فیلم «بر باد رفته» اكران مى‏شد كه كلارك گیبل در آن ایفاى نقش مى‏كرد. پس از آن، مدل موهاى آن هنرپیشه مورد تقلید اكثر جوانان قرار گرفت. یا هم اكنون نیز انواع مختلفى از مدل‏هاى مو و نوع پوشش برخى از هنرپیشه‏ها به عنوان مد وجود دارند كه از طریق ماهواره، اینترنت و... وارد جامعه شده‏اند.

در مورد «تظاهرات فكرى» نیز همین حالت وجود دارد. در پایان سده هجده و اوایل سده نوزده میلادى در فرانسه، آلمان و انگلیس، كتب «رُمانتیك» در ادب و هنر رشد كرد كه بر احساس و تمایل و فكر آرمانى مبتنى بود. نمونه بارز این دوره، لامارتین بود (1790 ـ 1869م). یا در مورد هنرِ «اَمپرسیونیسم» در نقاشى و مجسمه سازى (ترسیم هر چیز به شكل و صورتى كه براى نقّاش یا مجسمه ساز، داراى معنا باشد). همچنین، شاهد ظهور «سوررئالیسم» هستیم (كه در این سبك، هنرمندان از حیطه‏هاى مرسوم، فرا مى‏روند و در برابر هر چیز متعارف و معمول در نقاشى، عصیان مى‏كنند).

حتى در مبحث «شناخت» نیز وضع به همین صورت است. سبك‏هاى متفاوت تفكّر، مثل ساخت‏گرایى، مُدهاى فكرى شمرده مى‏شوند و حالا هم كه پُست‏مدرن، باب شده است.

آقاى دكتر! به نظر شما دلیل گرایش به مد و مدگرایى چیست؟

هر چیز در این جهان (و خود جهان به‏طور كلى)، در هر زمان، در حال «شدن» و در حال تغییر دائم است. مثلاً یك تكه‏چوب كه زیر خاك بماند، ذغال مى‏شود. سپس در اثر گذشت زمان و تغییر، تبدیل به الماس مى‏شود. پس جهان و هر آنچه در آن است، در حال «شدن» و تغییر است، نه «بودن».

اگر به قرآن نیز رجوع كنید، در مى‏یابید كه جهان در حال تغییر است. آیه 91 از سوره مبارك «نمل» چنین عنوان مى‏دارد كه: «مى‏بینى كوه‏ها را و ساكن به حساب مى‏آورى، درحالى‏كه آنها مى‏روند، مثل رفتن ابرها...».

همچنین آیه 15 از سوره «ق» و آیه 29 از سوره «الرحمن» و آیات 60 و 61 و 62 از سوره «واقعه» همه بیانگر تغییر دائمى جهان هستند.

در فلسفه اسلامى نیز شاهد اعتقاد به تغییرات هستیم. بحث «تجدّد اَمثال» كه به معناى تغییر و تبدیل و نو شدن و تازه شدن تمام موجودات جهان است، شاهدى بر این مدّعاست.

در ادبیات هم شاهد همین اعتقاد هستیم، به طورى كه مولوى مى‏گوید:

هر نفس نو مى‏شود دنیا و ما

بى خبر از نو شدن اندر بقا

عمر، همچون جوى، نو نو مى‏رسد

مستمرى مى‏نماید در جسد .

امروزه نیز این موضوع كه جهان و موجودات در آن در حال تغییر و تبدیل هستند، مورد قبول تمام اندیشه‏مندان است.

حال كه جهان و هرچه در آن است، همیشه و در هر حال در حال تغییر است، پس انسان هم به عنوان پدیده‏اى از جهان، در حال تغییر است و تغییر در ذات وجودىِ اوست. در نتیجه، جامعه، فرهنگ (به عنوان وسیله‏اى براى برخوردارى از مواهب طبیعت، ادامه زندگى و ادامه نسل) و هر چیز دیگرى كه انسان در آن دخیل است، دچار تغییر خواهد شد. تغییر و تبدیل به طور مستمر، موجب نو شدن و تازه شدن است و اگر وجود نداشت، انسان و همه پدیده‏هاى حیاتى، فكرى و رفتارى او در حالت ركود، فاسد مى‏شد.

پس تغییر در سلیقه، بینش و رفتار، ویژگى فطرى و طبیعىِ انسان است و او را در سازگارى با جهان متغیّر، آماده مى‏سازد. «مد» نیز نمونه‏اى از تغییرپذیرى و تغییرخواهىِ انسان است. انسان، طبق طبیعتش، از بسیارى چیزها خسته مى‏شود و رو به‏سوى چیزهاى تازه‏تر و نوترى مى‏آوَرَد كه همین، باعث پذیرش مُد خواهد شد.

به اعتقاد شما مد و پذیرش آن چه نقش روانى ـ اجتماعى‏اى دارد؟ یا كاركردش چیست؟

مد، سود مادى و فایده‏اى براى رفع نیاز انسان‏ها ندارد. در واقع، نیازِ درجه اول انسان (خوراك، پوشاك و مسكن) را رفع نمى‏كند ؛ اما در ارتباط با «هویت‏پردازىِ»(1) افرادِ جامعه، نقش مهمّى ایفا مى‏كند.

علت این‏كه مد، بیشتر از هر سنّى مورد توجه جوانان است، این است كه او در سال‏هاى بلوغ و نوجوانى و ابتداى جوانى مى‏خواهد براى خودش هویّتى (من كیستم؟) درست كند و معمولاً گرایش به این دارد كه از آنچه پدر و مادر برایش رقم زده‏اند (یا خیال مى‏كند رقم زده‏اند) بیرون بیاید. گاهى براى جوانان، نوع لباس و آرایش پدر و مادرشان جذابیت ندارد. چیزى كه برایشان جالب و جذّاب است، نوع پوشش همسالان است.

بنابراین، مد، با شكل‏هاى لباسى، آرایشى، فكرى، ادبى و... به جوان، فرصت انتخاب مى‏دهد و جوان، خود را با تقلیدِ نقش اشخاصى كه در نگاهش بهتر از آنچه از او خواسته شده به نظر مى‏رسند، هویت تازه‏اى (شناخت تازه‏اى از خودش براى خودش) دست و پا مى‏كند. با آرایش موى خاص، خودش را شبیه شخص جالب نظرش در مى‏آورد، با قبول نظرات متفكّرانى كه توجهش را جلب كرده‏اند، شناخت معیّنى از خودش و براى خودش و براى دیگران به وجود مى‏آورد و... .

تَقَلاّ براى كسب هویت به صورت تقلید یا پذیرش ظاهر و فكر و ذوق‏هاى متفاوت ادامه پیدا مى‏كند تا این‏كه تحت شرایط و تأثیر عوامل جسمانى، اجتماعى و روانى، كم كم هویت (شناخت) خاصّى برایش ساخته و پرداخته مى‏شود.

اما در این میان، باید به هوش باشیم ؛ زیرا عده‏اى پیدا مى‏شوند كه از این نیاز جوانان، سوءاستفاده مى‏كنند و هویّت‏پرداز مى‏شوند كه در واقع، هویت‏پرداز نیستند ؛ بلكه به دنبال مقاصد خود هستند كه این مقاصد ، مى‏توانند سیاسى ، اقتصادى یا اجتماعى باشند.

پس انواع و اقسام مدها (مثل مدهاى رفتارى، گفتارى، ذهنى یا حتى مد غذا، مد لباس، مد تكیه كلام و...) پیدا مى‏شوند كه گاهى مى‏توانند اثرات مخرّبى داشته باشند ؛ اما بسته به این‏كه از جانب چه كسانى هدایت و پردازش مى‏شوند، مى‏توانند اثرات متفاوتى داشته باشند.

متأسفانه گاهى اوقات بعضى مدها چیزى جز تخریب اندیشه و تفكّر و سطحى‏نگرى به مسائل، با خود به دنبال ندارند.

آقاى دكتر! آیا مدها نقش اقتصادى نیز در جوامع ایفا مى‏كنند؟

گرچه مّد و پیروى از آن، به خودى خود، سود و فایده عملى براى شخصى كه از آن استفاده مى‏كند، ندارد بجز این‏كه مجبور مى‏شود گاهى در ازاى پیروى از مد خاصّى، متحمّل هزینه بشود ، اما مى‏تواند باعث استفاده‏هاى مالى و مادّى بسیار براى كسانى شود كه در كار عرضه آنها هستند.

مدسازان و مدپردازان ، با استفاده از تنوّع‏خواهى جوانان ، بهره‏هاى مادى فراوانى به دست مى‏آورند و به مقاصدشان مى‏رسند كه این مقاصد ، مى‏تواند تغییر فرهنگ افراد ، تغییر نوع تفكّر آنها ، تغییر ارزش‏ها و سنّت‏هاى آنها و ... باشد و در صورتى كه بدون تفكّر و اندیشه پذیرفته شوند ، آثار مخرّبى خواهند داشت .

چگونه مى‏توان با این پدیده مواجه شد و از اثرات مخرّب آن جلوگیرى كرد؟

مد ، به صورتى كه تعریف كردیم ، در همه جا و در همه فرهنگ‏ها وجود دارد . پس اولین قدم ، پذیرش این اصل است كه «وجود دارد» و نفى آن ، بى‏حاصل است . پس باید رهبرى شود و در مسیر صحیحى هدایت گردد .

ما خودمان باید از این نیاز جوانان استفاده كنیم ؛ یعنى خودمان برایشان مد بسازیم و این بستگى به این دارد كه متفكّران جامعه ما چه مى‏خواهند . اما گاهى اوقات ، ما خودمان ، جوانان را در تناقضْ گرفتار مى‏كنیم . مثلاً مى‏گوییم اعتیاد ، بد است ؛ امّا تلویزیون ، فرد معتادى را نشان مى‏دهد كه به راحتى ترك مى‏كند و حتّى تشكیل خانواده مى‏دهد . پس ما باید یك تجدیدنظر كلّى در فرهنگ رسانه‏اى‏مان داشته باشیم؛ چرا كه رسانه ، مورد پذیرش جوانان است .

اگر مى‏خواهیم جوانان را از سودجویى‏هاى مدسازان و مدپردازان در امان بداریم ، باید براى هویّت‏جویى آنان فكرى بكنیم . قهرمان‏هایى را معرفى كنیم كه مورد قبول فرهنگ ایرانى و اسلامى ما باشند . مثل پوریاى ولى ، تختى و سایر كسانى كه براى ما مهم هستند . برایشان قهرمان‏هاى اخلاقى تأمین كنیم تا دیگر نگران در دام‏افتادنشان نباشیم .

آقاى دكتر! ضمن تشكر از شما ، برایتان آرزوى موفقیت و سلامت مى‏كنیم .

من هم از شما سپاسگزارم .

در مورد پدیده «مد» با خانم «فروزنده داورپناه» ، كارشناس ارشد روانشناسى و پژوهشگر نیز صحبت كردیم . ایشان كه بیشتر در زمینه‏هاى فرهنگى به كار پرداخته‏اند ، در این باره چنین نظر دارند:

اگر به پدیده مد به صورت تاریخى نگاه كنیم ، متوجه مى‏شویم كه همین امروز ، بر مبناى تفاوت لباس‏ها و ابزارها و نحوه آرایش مو و صورت و محیط و . . . كه در فیلم‏هاى مختلف مى‏بینیم ، مى‏توانیم دوره تاریخى و حتى حدود جغرافیایى آن واقعه را مشخص كنیم . در تغییر مد ، بدون شك باید به مسئله صنعت و پیامدهاى اقتصادى ـ سیاسى آن هم توجه كرد .

براى مثال ، بعد از انقلاب صنعتى در غرب ـ كه همزمان با استعمار كشورهایى همچون هندوستان از سوى انگلستان بود ـ صنایع پارچه‏سازى انگلستان رونق گرفتند ؛ زیرا هم موارد لازم و هم بازار مصرف به راحتى در اختیارشان قرار داشت . اما «مدسازى» (به این صورت كه براى هر سال ، رنگ و نحوه پوشش و آرایش خاصى مشخص شود) ، پدیده‏اى نسبتا جدیدتر است . البته براى پیدا كردن تاریخ آغاز این پدیده ، بهتر است از صاحب‏نظرانِ مثلاً طراحى لباس یا تاریخ هنر ، راهنمایى بگیرید؛ اما با اندكى دقت هم مى‏توان دریافت كه تعیین چنین تدابیرى ، تا چه حد مى‏تواند بر بازار مصرف و تقاضاى مصرف كنندگان اثر بگذارد و فروش حال و آینده شركت‏ها و كارخانه‏هاى مربوط را تحت تأثیر قرار دهد . و البته پدیده پیروى جهانیان از الگوى كشورهاى ثروتمند و همانندسازى خود با آنان (بخصوص در نوجوانان و جوانان) را نباید از نظر دور داشت .

در دید كلان ، جوامع صنعتى با تولید ، عرضه ، و تغییر «مُد» در كالاهاى مختلف و از جمله لباس‏ها ، وسایل نقلیه شخصى ، و ... بخش مهمى از حیات خود را تأمین و تضمین مى‏كنند ، و دامن زدن آنها به این تنوّع‏طلبى ، دیگر بدیهى به نظر مى‏رسد و تحلیل آن بدون در نظر داشتن اصول علم اقتصاد ، ممكن نیست . گفتنى است كه پذیرفتن طرح‏هاى نو از سوى كارخانه‏داران ، به تازگى به تجارتى نو تبدیل شده است .

بدیهى است كه مد ، تنها درباره پوشش مطرح نیست . درست همان‏طور كه نمى‏شود با ظاهر و وسایل متعلق به مثلاً سیصد سال قبل در مكان‏هاى عمومى ظاهر شد ، انتخاب وسایل و ظواهر غیرمعمول هم تنها باعث انگشت‏نما شدن شخص در جامعه و اذهان مى‏شود؛ یعنى همان چیزى كه در مذهب ما به آن «لباسِ شُهرت» گفته مى‏شود و مذموم شمرده شده است . قاعدتا هر كس خودش آنچه را كه براى او متناسب‏تر است ، بهتر تشخیص مى‏دهد و شاید بتوان گفت : هر كس باید خودش آنچه را كه براى او مناسب‏تر است ، برگزیند .

اما انتظار براى از راه رسیدن مُدى جدید براى پیروى آن ، نوعى هویّت‏زدگى است كه خود ، مقوله‏اى دیگر است .

به منظور بررسى «مد» از دید یك جامعه شناس ، با خانم «پریسا كاظمى» كارشناس جامعه‏شناسى و پژوهشگر كه تحقیقاتى نیز در این زمینه داشته‏اند به گفتگو پرداخته‏ایم ، كه آن را در زیر مى‏آوریم :

در جامعه ما این طور جا افتاده كه مُد ، همان بزك دوزك‏هاى ظاهرى است . حال آن‏كه ، اصلاً این طور نیست . مد ، فراتر از ظواهر و صورت‏هاى مادّى است . مد ، گاه بار عاطفى ، روانى ، فكرى و اعتقادى دارد و مُدیست یا مدگرا ، ممكن است علاوه بر قبول یك مد ، محتواى فرهنگى و شرایط اجتماعى آن را هم به عنوان یك ایده‏آل بپذیرد . فقط لباس مخصوص ، آرایش ویژه و اصلاح عجیب و غریب موهاى سر ، مد نیست . بلكه مد ، علاوه بر اینها الگوهاى رفتارى را هم شامل مى‏شود و هر مد ، همراه با انبوهى از پیام و محتواست .

مد ، یك پدیده اجتماعى است كه گاه در شرایط سالم ، آگاهانه و درست ، گسترش مى‏یابد و گاه تحت تأثیر عوامل خارجى و غیر طبیعى ، رشد و اشاعه پیدا مى‏كند كه در این صورت ، خطرناك است .

الگوهاى رفتارى و گفتارى‏اى كه در هر دوره ، باب مى‏شوند ، گاه ، برخاسته از فرهنگ بومى و داراى رنگ و بوى خودى است و آشناست و در اساس ، مغایرتى با محتواى تاریخى ، فرهنگى و مذهبى جامعه ندارد؛ ولى گاه ، ریشه در بیرون خانه دارد و این جاست كه جامعه در دراز مدت ، از درون ، پوك مى‏شود و در این شرایط ، الگوها و مدهاى غلط بیگانه ، اقشار جامعه (بویژه جوانان و نوجوانان) را مى‏رباید و بدل به بختك شومى مى‏شود كه مى‏توان از آن به «تهاجم فرهنگى» تعبیر كرد .

گسترش ارتباطات و آسان شدن آمد و شد میان كشورها ، مَحملى مناسب براى تبادل انواع و اقسام كالاها ، خدمات ، فرهنگ‏ها و الگوهاست و درهاى كشور ما هم كه بسته نیست . مضافا این‏كه امروزه ، رشد تكنولوژى ارتباطى و مخابراتى ، حتى امن‏ترین مكان‏ها را هم تسخیر كرده است .

در هر حال ، بهترین راه پیشگیرى و مبارزه با مدهاى غلط و نامناسب ، احیاى ارزش‏هاى ملّى و مذهبى است ویكى از پسندیده‏ترین شیوه‏هاى احیاى ارزش‏هاى ملى و مذهبى در جامعه ، ارائه صورت‏هاى زیبا و الگوهاى صحیح از این ارزش‏هاست .

براى بحث بیشتر راجع به موضوع «امروزى شدن» و «مد» با آقاى «مختار صحرایى» ـ كارشناس مدیریت صنعتى ـ كه در حال حاضر به عنوان مدیر اجرایى انتشارات رشد (مركز نشر و پخش كتب دانشگاهى روانشناسى در علوم تربیتى) مشغول به كار هستند ، نیز صحبتى داشته‏ایم . ایشان به عنوان یكى از ناشران فرهنگى كشور و علاقه‏مند به پدیده‏هاى اجتماعى و نقد و تحلیل آنها ، نظرشان را راجع به «مد» ، این‏گونه ابراز مى‏دارند :

در دنیاى كنونى ، ارتباط و تبادل فرهنگ و تفكر بین ملل مختلف به واسطه وجود وسایل ارتباط جمعى و رسانه‏هاى گروهى ، بسیار گسترده و آسان شده است . این ارتباطات ، یافته‏ها ، تفكرات و تغییرات جدید را به ارمغان آورده و در نتیجه این فضاى به‏وجود آمده ، ابزار و امكانات و تفكّرات خاص ، وارد هر كشورى مى‏شود؛ امّا استفاده كردن از این ابزارها و تفكّرات نو ، بستگى به نوع تفكر و بینش افراد از زندگى و ساختار جهان مادّى و معنوى دارد .

این‏كه ملاك‏ها و دیدگاه‏هاى افرادِ جامعه‏اى نسبت به جهان هستى چه باشد ، در به وجود آمدن یك مُد اجتماعى تأثیرگذار است . در این میان ، طبیعى است كه بسیارى از تغییرات و نتایج حاصل از آنها چشم بسته پذیرفته شوند و عنوان «مُد» به خود بگیرند و گرایش افراد به سمت آنها نیز باشد ؛ ولى واقعیتْ این است كه در جامعه ما و جوامع مشابه ، استفاده مناسب و مثبتى از تغییرات و دستاوردهاى مثبت و كاربردى آن نمى‏شود و پذیرش تغییرات و اطلاعات و ابزارهاى جدید ، بیشتر جنبه نمایشى و تزیینى دارد .

براى مثال ، هم اكنون غالب خانواده‏ها تمایل به داشتن كامپیوتر دارند و هر كس با توجه به توان خودش به تهیه این ابزار مى‏پردازد؛ امّا غالبا كاركردى مثبت و جدّى براى خانواده‏ها ندارد . در عین حالى كه در بخش‏هاى زیادى از جامعه ، با استفاده از كامپیوتر ، كمك مهمّى در تسریع كارها و افزایش دقّت در امور مختلف شده است؛ ولى در مجموع به نسبت سرمایه‏گذارى‏اى كه در این بخش در كشور ما شده است ، نتیجه خیلى خوبى هم نداشته است . بنابراین ، بخش زیادى از سرمایه ما صرف استفاده تزیینى از ابزارها مى‏شود تا استفاده مثبت و محتوایى از آنها .

تازه‏هاى جهان به صورت ریز و جزئى در تمام زوایاى زندگى ما رخنه كرده است و دیگر داریم قدرت تشخیص آنها را از دست مى‏دهیم . آیا همه این تغییرات را باید با نگاه منفى بنگریم؟

خوب ، در نتیجه فشردگى زمان و كوچك شدن هر روزه جهان ، جامعه جهانى با سرعت هر چه تمام‏تر به سمت خلاصه‏سازى و حتى خلاصه‏گویى پیش مى‏رود و وارد شدن این پدیده‏ها به جامعه ما اجتناب‏ناپذیر است؛ اما امیدواریم كه در ایران بتوانیم از جنبه‏هاى مثبت و كاركردىِ این تغییرات و دستاوردهاى آنها ، استفاده كنیم و یك شهروند آگاه ، لازم نیست كه خیلى نگران تشخیص تازه‏هاى مثبت و منفى وارد شده به زندگى خود باشد؛ چرا كه داشتن اصول و معیارها و ملاك‏ها و بینش درست ، ناخودآگاه ، كار خودش را مى‏كند و چنین فردى ، به راحتى مدهاى منفى و تغییرات منفى و سمبل‏هاى منفى را پس مى‏زند .

امّا باید اشاره كنم كه استفاده از ابزارهاى جدید زندگى ، خصوصا در بخش پوشش (حوزه برجسته و اصلى مُد) كه حاصل تفكرات انسان امروزى است ، متأسفانه در فرهنگ ما به شكل عمیق ، مورد بررسى و تحقیق قرار نگرفته و خیلى سطحى و گذرا با آن برخورد شده است و پذیرش مُد در اكثر مواقع ، حاصل یك تفكر مثبت و فعّال و كامل نیست . اكثر كسانى كه تن به این تغییرات مى‏دهند ، درك مفهومىِ درستى از چگونگى و چرایىِ عملى كه انجام مى‏دهند ، ندارند .

تا آن‏جا كه به یاد دارم ، در ایرانِ قبل از انقلاب ، گروه‏هایى بودند كه جداى از ساختار عمومى جامعه از پوشش و تركیب‏هاى خاصّى در نحوه رفتار خود (مثلاً تیپ جاهلى یا قیصرى) تبعیت مى‏كردند. بعد از انقلاب نیز شاهد پیدایش گروه‏هاى بسیارى مثل رَپى‏ها، پانكى‏ها و... بوده‏ایم كه هر كدام داراى یك تعریف و شكل خاص بوده‏اند ؛ امّا غالب افرادى كه از این گروه‏ها تبعیت مى‏كنند، تعریف روشن و مشخّصى از گروهى كه از آن تقلید یا پیروى مى‏كنند ندارند. در صورتى كه با كمى مطالعه و تحقیق در مورد آنها به این نتیجه مى‏رسیم كه این گروه‏ها، در جامعه مبدأ، اهداف و تفكّرات خاصى دارند كه از نظر ما شاید اصلاً معقول و منطقى نباشد. در صورتى كه در داخل كشور ما، افرادى كه فقط شبیه این گروه‏ها رفتار مى‏كنند، اساسا نه اطلاعى از باورها و مفروضه‏هاى ذهنى و اعتقادى آن گروه‏ها دارند و نه اعتقادى به آنها.

به‏طور خلاصه مى‏توان گفت كه مدگرایان افراطى در همه جوامع، بدون شناخت و تفكر عمل مى‏كنند و شما در مواجهه با آنها مى‏توانید خیلى سریع به پوچى و تهى بودنشان پى‏ببرید. گروه‏هاى مورد اشاره در كشور ما نیز در واقع، نه از فرهنگ غنى و كافى اسلامى و ایرانى بهره‏اى برده‏اند و نه اطلاعى درست از فرهنگى كه در ظاهر از آن پیروى مى‏كنند، دارند. البته لازم است یادآورى كنم كه در میان آنها افرادى بسیار بااستعداد و سالم به جهت فكرى مى‏توان دید كه متأسفانه به جهت عدم بینش روشن و واضح از زمان حال، هرز مى‏روند و قربانى غفلت خویش‏اند.

با این تفاصیل، ما حق داریم از این همه سرعت در ارتباطات و از این همه تغییرات لحظه به لحظه، نگران شویم.

استفاده از ارتباطات و تغییرات، جنبه‏هاى مثبت زیادى هم دارد. ارتباطات بین فرهنگى، مى‏تواند افكار و عقاید انسان‏ها را به یكدیگر نزدیك كند و بتوانیم از عوالم هم با خبر شویم و با این دستاورد، دنیاى بزرگ و جدیدى را روبه‏روى هم قرار دهیم كه پُر است از فواید و محاسن انسانى.

با كمى مطالعه در تاریخ كشورمان در خواهیم یافت كه در حال حاضر در یك مقطع زمانى خاص هستیم كه «گذار تاریخى» (گذار از سنّت به مدرنیسم) نام دارد و در این گذار، شاهد این هستیم كه برخى مسائل سنّتى و ملّى ما، در فضاىِ امروزى شده، زیر سؤال مى‏رود، پایه‏هایش سست مى‏شود و فرو مى‏ریزد. در یك چنین تحولات فرهنگى‏اى، با یك دسته سؤالات و تفكرات بى‏جواب از جانب نوجوانان و جوانان روبه‏رو مى‏شویم كه این خود، باعث تعارض در جامعه مى‏شود و ایجاد اشكال مى‏كند كه اگر خود را آماده مقابله صحیح و منطقى با این نوع تحولات نكنیم، قطعا جامعه ما سرنوشت روشنى نخواهد داشت.

پس بهترین راه، این است كه از همین ابتدا، راجع به تغییر و تحوّلات درونى جامعه ، فكرى كرد و افراد جامعه را مسلّح به ابزارهاى فكرى مناسب كرد.

امّا جامعه نیمه سنّتى و نیمه صنعتى ما، هنوز در برابر این همه تحوّلات در دنیاى معاصر، مبهوت است و در بعضى بخش‏ها و قشرها و طبقات، مقاومت هم مى‏كند.

آنچه مسلّم است، این است كه تغییرات جهان كنونى با سرعت زیاد، وارد جامعه ما نیز خواهد شد. در نتیجه باید سعى كرد با این سرعت، همساز و همراه شد و براى همراهى باید نیازهاى بشرى‏اى كه مى‏خواهد امروزى باشد، شناخته شود كه شاید این نیازها تعرف شده یا حتى گاهى منطقى نباشند. براى همگام شدن با این شتاب و تغییر كنونى، اولین گام، تربیت فرزندان به شیوه‏اى صحیح براى سازگارى با این تغییرات سریع است.

حتى بخش میانسال جامعه (كه حدود پنجاه سال سن دارند) نیز باید همگام شدن با این تغییرات را بیاموزند؛ چرا كه دورى از این گردونه، آنها را گوشه‏نشین مى‏كند و باعث دل‏مردگى این نسل خواهد شد و چه بسا ارتباط بین نسل‏هاى مختلف، گسسته شود و فاصله‏اى عمیق و آزار دهنده بین نسل‏هاى موجود ، پدید آید.

اما افزایش دادن اطلاعات لازم (كه از طریق مطالعه، تحقیق، تفكّر و تجربه كردن حاصل مى‏شود)، خود ، كمك بزرگى به همگامى صحیح و منطقى با تغییرات سریع امروزى است.

مدها، یكى پس از دیگرى مى‏آیند و پذیرفته مى‏شوند. حالا وظیفه ما به عنوان فرد یا به عنوان جامعه چیست؟

اما این‏كه: چرا «مد» مى‏آید و پذیرفته مى‏شود؟ بشر طبعا تمایل به نو شدن دارد و این نو شدن، نشئت گرفته از درون پویانِگرِ انسان است. پس به دلیل این خصلت درونى، كاملاً پذیراى تغییرات و نو شدن هستیم.




fatemeh
شنبه 25 شهریور 1391 01:11 ب.ظ
تمام حرفاتون درسته منم همشونو قبول دارم زیبا بودن به اخلاق ادم هاست اگه خوش اخلاق باشی از همه رو مد تری.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.